شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۷ - داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت

خردنامه اسکندری

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین گفت دانشور روم و روسکه چون رخت بست از جهان فیلقوس
۲
سکندر برآمد به تخت بلندصلایی به بالغ دلان درفکند
۳
که ای واقفان از معاد و معاشکه هستیم با یکدگر خواجه تاش
۴
سفر کرد ازین ملک شاه شمابه هر نیک و بد نیکخواه شما
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth