شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴۷ - حکایت آن حکیم کشتی شکسته رخت به دریا فکنده که بعد از نجات به واسطه حکمت به درجات رسید

خردنامه اسکندری

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حکیمی از آنجا که روشندلاننفورند از ظلمت جاهلان
۲
پی شستن از دل غباری که داشتبرون برد رخت از دیاری که داشت
۳
چو رنج بیابان به پایان رساندزمانه چو نوحش به کشتی نشاند
۴
ز موج اشتران کف انداز مستبر او حمله کردند و کشتی شکست
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth