خلوتی با جامی
بخش ۴۹ - حکایت آن حکیم از مردم بر کرانه و سؤال و جواب او با پادشاه زمانه
خردنامه اسکندری
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حکیمی ز مردم کناری گرفتز غارتگران کنج غاری گرفت
۲
جز آن غار آرامگاهی نداشتغذا غیر برگ گیاهی نداشت
۳
چو کرم بریشم گیاخوار بودبه تن از لعابش یکی تار بود
۴
گروهی به آن تار دور از گزندبه قید ارادت شده پایبند
صفحهٔ ۱ از ۷