شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

قطعهٔ ۲۲ - فتنه آذربایجان

چند قطعه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فغان که آتش کین آشیانِ ما را سوختبه غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی
۲
گّسست رشتهٔ پیوند، یارِ دشمن‌خویشکست حقّهٔ الفت، حریفِ حق‌شکنی
۳
جفایِ زاغ و زغن بین که از سیاه‌دلیبه بلبلان نگذارند گوشه چمنی
۴
به تیره‌بختیِ ما شمعِ انجمن سوزدبه هرکجا که حریفان کنند انجمنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth