خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرابنده سلطان عشقم، تا چه فرماید مرا؟
۲
بسکه کردم گریه پیش مردم و سودی نداشتبعد ازین بر گریه خود خنده میآید مرا
۳
بسته زلف پریرویان شدن از عقل نیستلیک من دیوانه ام، زنجیر میباید مرا
۴
وعده وصل توام داد اندکی تسکین دلتا رخ خوبت نبینم دل نیاساید مرا
صفحهٔ ۱ از ۲