خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل رویت عرق کرد از می نابز شبنم تازه شد گل برگ سیراب
۲
بناز آن چشم را از خواب مگشایهمان بهتر که باشد فتنه در خواب
۳
تعالی الله! چه حسنست اینکه هر روزدهد سر پنجه خورشید را تاب؟
۴
ز پا افتادم، آخر دست من گیرهمین گویم: مرا دریاب، دریاب
صفحهٔ ۱ از ۲