خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاستبگو که: در همه عالم قیامتی برخاست
۲
سمند عشق بهر منزلی، که جولان کردغبار فتنه ز گرد ملامتی برخاست
۳
مقیم کوی تو چون در حریم کعبه نشستبآه حسرت و اشک ندامتی برخاست
۴
دلم براه ملامت فتاد و این عجبستعجب تر آن که: ز کوی سلامتی برخاست
صفحهٔ ۱ از ۲