خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز من شب شد و آن ماه براهی نگذشتاین چه عمریست که سالی شد و ماهی نگذشت؟
۲
ذوق آن جلوه مرا کشت، که وی از سر نازآمد و گاه گذشت از من و گاهی نگذشت
۳
عمر بگذشت و همان روز سیه در پیشستدر همه عمر چنین روز سیاهی نگذشت
۴
قصه شهر دل و لشکر اندوه مپرسکه از آن عرصه باین ظلم سیاهی نگذشت
صفحهٔ ۱ از ۲