خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشتیا تماشای جمال تو مرا خواهد کشت
۲
باز در جلوه ناز آمده ای همچو نهالجلوه ناز نهال تو مرا خواهد کشت
۳
روز وصلست، تو در کشتن من تیغ مکشکه شب هجر خیال تو مرا خواهد کشت
۴
چند پرسی که: ترا زار کشم یا نکشم؟جهد کن، ور نه خیال تو مرا خواهد کشت
صفحهٔ ۱ از ۲