خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر از آمدنم رنجه نگردد خویتهر دم از دیده قدم سازم و آیم سویت
۲
گر بدانم که توان بر سر کویت بودنتا توانم نروم جای دگر از کویت
۳
سر من خاک رهت باد! که شاید روزیبر سرم سایه کند سرو قد دلجویت
۴
یا مرا زار بکش، یا مرو از پیش نظرکه ز کشتن بترست این که نبینم رویت
صفحهٔ ۱ از ۲