خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش با صد عیش بودی، هر شبت چون دوش بادگر چو خونم با حریفان باده خوردی نوش باد
۲
هر که جز کام تو جوید، باد، یارب! تلخ کامهر که جز نام تو گوید تا ابد خاموش باد
۳
سرکشان را از رکابت باد طوق بندگیحلقه نعل سمندت چرخ را در گوش باد
۴
میگذشتی با لباس ناز و میگفتند خلقاین قبای حسن دایم زیور آن دوش باد
صفحهٔ ۱ از ۲