شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتادفکر دل کن، که مرا دست و دل از کار افتاد
۲
بهتر آنست که چون گل نشوی همدم خارچند روزی که گل حسن تو بی خار افتاد
۳
میرود خون دل از دیده، ولی دل چه کند؟که مرا این همه از دیده خونبار افتاد
۴
تا ابد پشت بدیوار سلامت ننهددردمندی که در آن سایه دیوار افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth