خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مسکین طبیب، چاره دردم خیال کردبیچاره را ببین: چه خیال محال کرد؟
۲
کی می رسد خیال طبیبان بدرد من؟دردم بدان رسید که نتوان خیال کرد
۳
دارد هزار تفرقه دل در شب فراقکو آن فراغتی که بروز وصال کرد؟
۴
گل پیش عارض تو شد از انفعال سرخآن خنده ای که کردهم از انفعال کرد
صفحهٔ ۱ از ۲