شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌توان به‌تو شرح بلای هجران کردفتاده‌ام به بلایی‌، که شرح نتوان کرد
۲
ز روزگار مرا خود همیشه دردی بودغم تو آمد و آن را هزار چندان کرد
۳
بلای هجر تو مشکل بود، خوش آن بیدلکه مُرد پیش تو و کار بر خود آسان کرد
۴
خیال کشتن من داشت وه! چه شد یارب؟کدام سنگدل آن شوخ را پشیمان کرد؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth