خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می خواهم و کنجی که به جز یار نباشدمن باشم و او باشد و اغیار نباشد
۲
آنجا اثر رحمت جاوید توان یافتکآنجا ز رقیبان تو آثار نباشد
۳
هرجا که حبیب است به پهلوی رقیب استدر باغ جهان یک گل بیخار نباشد
۴
بر من، که گرفتار توام، رحم مفرمایرحم است بر آن کس که گرفتار نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲