شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شدبیا، ای بخت، کاری کن، که ما را کار پیدا شد
۲
بکنج عافیت، می خواستم، کز فتنه بگریزمبلای عشق ناگه از در و دیوار پیدا شد
۳
جگر خونست، ازان این گریه خونین پدید آمددلم زارست، ازان این نالهای زار پیدا شد
۴
نمی خواهم که: خورشید جمالش جلوه گر گردددر آن منزل که روزی سایه اغیار پیدا شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth