شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر برون می‌آید، آن بی‌رحم، زارم می‌کشدور نمی‌آید، به درد انتظارم می‌کشد
۲
گر، معاذ الله، نباشد دولت دیدار اومحنت هجران به اندک روزگارم می‌کشد
۳
ای که گویی: بر سر آن کوی خواهی کشته شدراضیم، بالله، اگر دانم که یارم می‌کشد
۴
هرگه امسالش عتاب‌آلوده می‌بینم به خودیاد آن مسکین‌نوازی‌های پارم می‌کشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth