خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان و هر چه درو هست پایدار نماندبیار باده، که عالم بیک قرار نماند
۲
غنیمتی شمر، ای گل، نوای عشرت بلبلکه برگ ریز خزان آید و بهار نماند
۳
تو مست باده نازی، ولی مناز، که آخرز مستییی ، که تو داری، بجز خمار نماند
۴
بسی نماند که: خاکم ز تند باد فراقتروان بگردد و زان گرد هم غبار نماند
صفحهٔ ۱ از ۲