خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان پیشتر که جانان ناگه ز در درآیداز شادی وصالش، ترسم که: جان برآید
۲
ناصح بصبر ما را بسیار خواند، لیکنما عاشقیم و از ما این کار کمتر آید
۳
ای ترک شوخ، باری، در سر چه فتنه داری؟کز شوخی تو هردم صد فتنه بر سر آید
۴
جز عکس خود، که بینی، ز آیینه گاه گاهیمثل تو دیگری کو، تا در برابر آید؟
صفحهٔ ۱ از ۲