خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر نه از گل نو رسته بوی یار آیدهوای باغ و تماشای گل چه کار آید؟
۲
بهار میرسد، آهنگ باغ کن، زان پیشکه رفته باشی و بار دگر بهار آید
۳
ز باده سرخوشی خود، زمان زمان، نو کنچنان مکن که: رود مستی و خمار آید
۴
فتاد کشتی عمرم بموج خیر فراقامید نیست کزین ورطه بر کنار آید
صفحهٔ ۱ از ۲