شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غمی، کز درد عشقت، بر دل ناشاد می‌آیداگر با کوه گویم، سنگ در فریاد می‌آید
۲
دلم، روزی که طرح عشق می‌انداخت، دانستمکه: گر سازم بنای صبر بی بنیاد می‌آید
۳
نمی‌دانم چه بی‌رحمی‌ست آن سلطان خوبان راکه هرگه داد خواهم بر سر بیداد می‌آید
۴
رقیبا، گر ترا اندیشه ما نیست معذوریکجا بی‌درد را از دردمندان یاد می‌آید؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth