شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا، گر عاشقی، بنشین، که جانانت برون آیدبر آن در منتظر میباش، تا جانت برون آید
۲
اگر صد سال آب از گریه بر آتش زند چشممهنوز از سینه من سوز هجرانت برون آید
۳
ز تاب آتش می، چون عرق ریزد گل رویتزلال رحمت از چاه زنخدانت برون آید
۴
چه بینم آفتابی را، که از جیب فلک سر زد؟خوش آن ماهی، که هر صبح، از گریبانت برون آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth