شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به درد آمد و این درد به درمان نرسیدسر درین کار شد و کار به سامان نرسید
۲
آن جفا پیشه، که بر ناله من رحم نکردکافری بود، به فریاد مسلمان نرسید
۳
کس برِ آن شه خوبان غم من عرض نکردوه! که درد دل درویش به سلطان نرسید
۴
وه! که تا گشت سرم بر سر میدان تو خاکبعد از آن پای تو یک روز به میدان نرسید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth