خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک ترجامه آتشناک و رو از جامه آتشناک تر
۲
تا چو گل نازک تنش را دیدم، از جیب قباسینه من چاک شد، چون دامن من چاک تر
۳
حیف باشد آنکه: دوزم دیده بر دامان اوزانکه باشد دامنش از دیده من پاک تر
۴
التماس قتل خود کردم، روان، برخاستیالله، الله! برنخیزد سرو ازین چالاک تر
صفحهٔ ۱ از ۲