شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قد تو عمر درازست و سرو گلشن نازبیا و سایه فگن بر سرم، چو عمر دراز
۲
ز گریه، بی تو، مرا بسته بود راه نظرتو آمدی و نظر می کنم بروی تو باز
۳
چراغ عشرت من مرد و بر تو ظاهر نیستبیا، که پیش تو، روشن کنم بسوز و گداز
۴
ز آسمان و زمین فارغیم، در ره عشقدرین سفر چه تفاوت کند نشیب و فراز؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth