شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برو، ای نرگس رعنا، تو باین چشم منازناز را چشم سیه باید و مژگان دراز
۲
از گل و لاله چه حاصل؟ من و آن سرو که هستهمه شوخی و کرشمه، همه حسن و همه ناز
۳
آتشین روی من آرایش بزمست امشببرو، ای شمع، تو در گوشه خجلت بگداز
۴
ای خوش آن دم، که تو از ناز، سوی من آیی!خیزم و بر کف پای تو نهم روی نیاز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth