خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوزوه! چه عمرست این؟ که حال ما نمیدانی هنوز
۲
یک نظر دیدیم دیدارت و زان عمری گذشتدیدهها بر هم نمیآید ز حیرانی هنوز
۳
چیست چندین التفاتِ آشکارا با رقیب؟جانب ما یک نظر ناکرده پنهانی هنوز
۴
در صف طاعت نشستم، روی دل سوی بتانکافری صد بار بهتر زین مسلمانی هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲