خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کام از آن لب مشکل و ما را غم کامست و بسکار ناکامان همین اندیشه خامست و بس
۲
با همه کس زان لب جان بخش می گویی سخنآنچه از لعلت نصیب ماست دشنامست و بس
۳
هر سهی سروی لباس ناز را شایسته نیستاین قبا بر قد آن سرو گل اندامست و بس
۴
مست عشقم، روز و شب، ناخورده می، نادیده کامخلق پندارند مستی از می و جامست و بس
صفحهٔ ۱ از ۲