شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار من با دگران یار شد، افسوس افسوس!رفت و هم صحبت اغیار شد، افسوس افسوس!
۲
سالها عهد وفا بست، ولی آخر کارعهد بشکست و جفاگار شد، افسوس افسوس!
۳
آنکه چون روز شب عیشم ازو روشن بودرفت و روزم چو شب تار شد، افسوس افسوس!
۴
آنکه هم راحت جان بود و هم آسایش دلقصد جان کرد و دلازار شد، افسوس افسوس!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth