خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمالجلوه حسن و جمالت همه در حد کمال
۲
با چنین حسن ترا ماه فلک چون گویم؟آفتابی، بتو، یارب، نرسد هیچ زوال!
۳
کاتبان قلم صنع، که مشکین رقمندصفحه روی تو آراسته اند از خط و خال
۴
با تو خواهم که: صبا حال مرا عرضه دهدلیکن آنجا که تویی باد صبا را چه مجال؟
صفحهٔ ۱ از ۳