خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دلبا مردم بی غم نتوان گفت غم دل
۲
جا کن به دل و دیده، که غیر از تو نشایدسلطان سراپرده چشم و حرم دل
۳
ای صبر، کجایی؟ که ز حد میگذرد بازبر دل ستم آن مه و بر من ستم دل
۴
پای دلم افگار شد از خار ره عشقای کاش! درین ره نرسیدی قدم دل
صفحهٔ ۱ از ۲