شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من نه آنم که دل خویش مشوش دارمهر کجا ناخوشیی هست به او خوش دارم
۲
گر سگان سر آن کوی کبابی طلبندپاره سازم دل پر خون و بر آتش دارم
۳
چه بلاها که دل زارم از آن مه نکشید؟الله، الله! چه دل زار بلا کش دارم!
۴
تا ترا صفحه دل ساده شد از نقش وفاورق چهره بخوناب منقش دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth