خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو روز شد که ز درد فراق بیمارمازین دو روزه حیاتی که هست بیزارم
۲
چو لاله سینه من چاک شد، بیا و ببینکه از تو بر دل پر خون چه داغها دارم؟
۳
مرا ز گریه مکن منع، ساعتی بگذارکه زار زار بگریم، که عاشق زارم
۴
رسید جان بلب و نیست غیر ازین هوسمکه آیم و بسگان در تو بسپارم
صفحهٔ ۱ از ۲