خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر رفته است و کنون آفت جانی دارمگشته ام پیر، ولی عشق جوانی دارم
۲
چاره ساز دل و جان همه بیمارانیچاره ای ساز، که من هم دل و جانی دارم
۳
کاش! چون لاله، دل تنگ مرا بشکافیتا بدانی که چه سان داغ نهانی دارم؟
۴
بر همه خلق یقین شد که: وفا نیست ترالیک من از طمع خویش گمانی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲