خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگو افسانه مجنون، چو من در انجمن باشمازو، باری، چرا گوید کسی؟ جایی که من باشم
۲
کسی افسانه درد مرا جز من نمی دانداز آن دایم من دیوانه با خود در سخن باشم
۳
رو، ای زاهد، که من کاری ندارم غیر می خوردنمرا بگذار، تا مشغول کار خویشتن باشم
۴
جدا، زان سرو قد، گر جانب بستان روم روزیبیاد قد او در سایه سرو چمن باشم
صفحهٔ ۱ از ۲