شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازمز بیم غیر، نتوانم نظر سوی تو اندازم
۲
پس از چندی که ناگه دولت وصل اتفاق افتدچه باشد گر توانم دیده بر روی تو اندازم؟
۳
نبینم ماه نو را در خم طاق فلک هرگزاگر روزی نظر بر طاق ابروی تو اندازم
۴
تو می‌آیی و من از شوق می‌خواهم که هر ساعتسر خود را به پای سرو دلجوی تو اندازم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth