خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشمبصبر کوشم و خرسند با خیال تو باشم
۲
بعشوه زلف گشودی، بچهره خال فزودیاسیر زلف تو گردم، غلام خال تو باشم
۳
کمال فضل بتحصیل عاشقیست، خوش آن دمکه در مطالعه صفحه جمال تو باشم
۴
چو پایمال تو گشتم، سرم بلند شد، آریچه سربلندی ازین به که پایمال تو باشم؟
صفحهٔ ۱ از ۲