خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا عمر بود، در هوس روی تو باشمدر خاک شوم، خاک سر کوی تو باشم
۲
فردای قیامت نروم جانب طوبیدر سایه سرو قد دلجوی تو باشم
۳
خوش آنکه زبان از پی دشنام برآریمن دست برآورده، دعاگوی تو باشم
۴
پهلوی تو پیوسته نشینند رقیبانتا من نتوانم که بپهلوی تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۲