خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شبی گویم که: فردا ترک این سودا کنمباز چون فردا شود امروز را فردا کنم
۲
چون مرا سودایت از روز نخستین در سرستپس همان بهتر که آخر سر درین سودا کنم
۳
ای خوشا! کز بیخودیها سر نهم بر پای اوبعد از آن از شرم نتوانم که سر بالا کنم
۴
ای که میگویی: دل گم گشته خود را بجویمن که خود گم گشته ام او را کجا پیدا کنم؟
صفحهٔ ۱ از ۲