خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوستان، عاشقم و عاشق زارم، چه کنم؟چاره صبرست، ولی صبر ندارم، چه کنم؟
۲
ریخت خون جگر از گوشه چشمم بکنارو آن جگر گوشه نیامد بکنارم، چه کنم؟
۳
ای طبیب، این همه زحمت مکش و رنج مبرزار میمیرم، اگر جان نسپارم چه کنم؟
۴
چند گویی که: برو، دامنم از کف بگذاروای! اگر دامنت از کف بگذارم چه کنم؟
صفحهٔ ۱ از ۲