خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار بی رحم و من از درد بجانم، چه کنم؟من چنین، یار چنان، آه! ندانم چه کنم؟
۲
میروم، گریه کنان، نعره زنان، سینه کنانمست و دیوانه و رسوای جهانم، چه کنم؟
۳
بی تو امروز بصد حسرت و غم زیسته امآه اگر روز دگر زنده بمانم چه کنم؟
۴
بی تحمل نتوان چاره عشق تو، ولیمن بیچاره تحمل نتوانم چه کنم؟
صفحهٔ ۱ از ۲