خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام صبح سعادت بود مبارک ازینم؟که در برابرت آیم، صباح روی تو بینم
۲
زهی مراد! که عاشق هلاک روی تو گرددمراد من همه اینست، من هلاک همینم
۳
گهی که سر بنهم بر زمین بپیش سگانتچنان خوشم که: مگر پادشاه روی زمینم
۴
رو، ای صبا، تو کجا آمدی؟ که از سر آن کونشان پای سگش می رسد بنقش جبینم
صفحهٔ ۱ از ۲