شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه حالست این؟ که: هر گه در جمالت یک نظر بینمشوم بی هوش و نتوانم که یک بار دگر بینم
۲
ز هجرت تیره تر شد روزم از شب، لیک می خواهمکه هر روزی ترا از روز دیگر خوب تر بینم
۳
تو مست باده نازی و حال من نمی دانینمی دانم ترا تا چند از خود بی خبر بینم؟
۴
بسویت آیم و رویت نبینم، وه! چه حالست این؟که آنجا بهر دیدار آیم و دیوار و در بینم؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth