خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من سگ یارم و آن نیست که بیگانه شوملیک می ترسم از آن روز که دیوانه شوم
۲
ای فلک، شمع شب افروز مرا سوی من آرتا بگرد سر او گردم و پروانه شوم
۳
من همان روز که افسون تو دیدم گفتمکه: ببیداری شبهای غم افسانه شوم
۴
از در خانقه و مدرسه کارم نگشودبعد ازین خاک نشین در می خانه شوم
صفحهٔ ۱ از ۲