خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان از پا فگند امروزم آن رفتار و قامت همکه فردا برنخیزم، بلکه فردای قیامت هم
۲
رقیبان را از آن لب آب خضرست و دم عیسیمرا پیوسته آه حسرت و اشک ندامت هم
۳
اگر من مردم از سنگ ملامت بر سر کویشسگان کوی او را زنده می خواهم، سلامت هم
۴
جدا ز آن مه بمردن آرزو می بودم، ای هجرانربودی نقد جان از من، کرم کردی، کرامت هم
صفحهٔ ۱ از ۲