شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که از خوبان مراد ما تویی مقصود همچون تویی هرگز نبودست و نخواهد بود هم
۲
تا به سودای تو افتادیم در بازار عشقاز زیان هر دو عالم فارغیم، از سود هم
۳
بس که بخت بد مرا سرگشته دارد چون فلکاز فلک ناشادم و از بخت ناخشنود هم
۴
گرد راهش گر برویم گل نخواهد کرد عشقچشم من گریان چرا شد، چهره گردآلود هم؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth