شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساخت گدای درگهت مرحمت الهی‌امبلکه گدایی تو شد موجب پادشاهی‌ام
۲
بنده غلام آن درم، وه! چه کنم؟ که می‌کندترک سفید روی من ننگ ز رو سیاهی‌ام
۳
ساید اگر به فرق من گوشهٔ نعل مرکبتراست به ماه نو رسد رفعت کج‌کلاهی‌ام
۴
گر تو به جرم عاشقی قصد هلاک من کنیموجب صد گنه شود دعوی بی‌گناهی‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth