خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در قبای ارغوانی قد آن سرو روانهست چون نازک نهالی از درخت ارغوان
۲
عاشقم، جایی، ولیکن او کجا و من کجا؟من کهن پیر گدا، او پادشاه نوجوان
۳
روی نیکو دیدم و از طعن بد گو سوختمکس مبیناد آنچه من دیدم ز روی نیکوان!
۴
بس که خیل عاشقان رفتند از شهر وجودراه صحرای عدم شد کاروان در کاروان
صفحهٔ ۱ از ۲