شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهر خون ریز دلم، ترک کمان ابروی منراست چون تیر آمد و بنشست در پهلوی من
۲
شب دل گم گشته می جستم بگرد کوی اوگفت: ای بیدل، چه میجویی بگرد کوی من؟
۳
پیش و پس تا چند در روی رقیبان بنگری؟روی ایشان را مبین، شرمی بدار از روی من
۴
از تو این قیدی که من دارم، خلاصی مشکلستکز خم زلف تو زنجیریست بر هر موی من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth