خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست ایندردمندان را نمی پرسی، چه استغناست این؟
۲
سایه بالای آن سرو از سر من کم مباد!زانکه بر من رحمتی از عالم بالاست این
۳
خواستم کان سرو روزی در کنار آید، ولیبا کجی های فلک هرگز نیاید راست این
۴
جای دل در سینه بود و جای تیرت در دلمآن ز جا رفتست اما هم چنان برجاست این
صفحهٔ ۱ از ۲